ما به سختی در هوای گندیده طاعونی
دم می زدیم وعرق ریزان در تلاشی
نومیدانه پارو می کشیدیم بر پهنه خاموش
دریای پوسیده که سراسر پوشیده
زاجسادی ست که چشمان ایشان هنوز
از وحشت توفان بزرگ بر گشاده است.
(شاملو)
دم می زدیم وعرق ریزان در تلاشی
نومیدانه پارو می کشیدیم بر پهنه خاموش
دریای پوسیده که سراسر پوشیده
زاجسادی ست که چشمان ایشان هنوز
از وحشت توفان بزرگ بر گشاده است.
(شاملو)
نوشته شده در پنجشنبه 28 تیر1386ساعت 19:1
توسط همیشه مریم






