دستانم را به سوی آسمان دراز می کنم و بر هم می بندم
پشه ی له شده ای را میانشان می بینم
با نان سنگک داغی که به خانه می برد
دیگر بار
دستانم را به سوی آسمان دراز می کنم و بر هم می بندم...
نوشته شده در دوشنبه 22 مرداد1386ساعت 18:21
توسط اوستا






