گور پدرت می خندی و مادرت را به هرزه خانه می فروشی
اگر پیاز را با پوست نمیخوری
ما در پیاله عکس تخم سگ کشیده ایم
و من صفحه کلید را محکم فشار می دهم
شاید صدایمر ا راحت تر بشنوید
اگر روغن به فلان جاتان بمالید/
عالم و آدم گواهی می دهند
که ما گوساله های بی شرفی هستیم
اگرچه کت شلوار به تن می کنیم
وهر چند گشاد
ما حرف حساب / سرمان با کونمان بازی می کند
و من همچنان به استواری نمی دانم چی
انگشتم را درون لوله خودکار تزریق می کنم
و جوهره ات را می مکم.
من کس شر زیاد می گویم
گور بابای فاحشه ات اگر نمی فهمی
گور بابای پدر سوخته ات اگر نمی خندی
گور پدر جد پدر سوخته ات هم برین سر راه
و آفتابه ات را به دست گیر و زیر افتاب با سنگهای نوک تیز
مقعدت را پاک کن
بعد بچسبان به دهانت گل گرفته ات
و دستانت را طوری نگه دار انگار داری دعا می کنی.
گور بابای آنها که نمی فهمند داری می شاشی
نمی دانم تا به حال فهمیده ای
که جز کس شر، بیش نگفته ام؟
با این تفاوت نسبت به تو
که من بلند می گوزم و بی مهابا می شاشم...





