قشنگ ترین عروسکم
باربی بی دستی بود
که از شرم موهای وز شده
تکه ای از لباسم را سر می کرد.
برق چشمان آبی اش باقی بود و
بوی وانيلی تنش
و
تنها دل خوشی اش مردك چمدان به دستی بود
كه با سه كوك از خانه دور می شد.
نوشته شده در شنبه 19 آبان1386ساعت 20:53
توسط زن





