خمیازه هایم را قورت می دهی
بر بسترت می خوابانی ام و
تیمارم میکنی.
دستان بسته ام را می گشایی و
خون دل خویش را
می نوشانی ام .
نوشته شده در جمعه 23 آذر1386ساعت 20:30
توسط زن






