زمانی که با آقای تمساح روبرو شدم
تنها یه گوشم گوشواره داشت
به او گفتم:
اون یکی رو در اولین معاشقه ام گم کردم
لابه لای لباس سرخی که گوشه ای افتاده بود/
و این یکی هم
ارزانی لبخند خشکیده ی شما.
نوشته شده در دوشنبه 26 آذر1386ساعت 12:42
توسط زن






