وقتی بچه بودم
از خدا که ریش داشت و عمامه می ترسیدم
و از چوب رختی که میان شب نفس می کشید
آن روزها
ماه چه نزدیک بود
و
خورشید چه دیدنی تر
روزهای بچگی...
نوشته شده در پنجشنبه 25 بهمن1386ساعت 15:17
توسط اوستا






