تیر بارانم می کنند
کلاغ ها ، با مدفوع ظهرگاهی شان
آنگاه که با ترس از خانه بیرون آمده ام
که مبادا نشود
مبادا نتوانم
مبادا نباشد...
نوشته شده در سه شنبه 14 اسفند1386ساعت 21:26
توسط زن





